|
sadrolgharavi@politician.com
|
جک د.شواگر نگاهی چندجانبه به مبحث خرد بازار سهام دارد. شواگر اصول خاصی که در طیف گستردهای از معاملهگرهای خردمند صادق است را چنین بر میشمارد:
۱. نخست چیزهایی که اولویت دارند را در نظر بگیرید؛ بنابراین مطمئن شوید که واقعاً میخواهید در بازار سهام معامله کنید.
۲. انگیزههای خود را ارزیابی کنید؛ به این بیاندیشید که چرا میخواهید در بازار سهام داد و ستد کنید. شواگر اشاره میکند: انگیزهای که برای داد و ستد در بازار سهام داشتم این بود که عاشق حل معما بودم و بازار هم معمای بسیار پیچیدهای بود. چنان که جنبه فکری تحلیل بازار سهام را دوست داشتم. بازار سهام استاد سختگیری است و باید تقریباً همهچیز را درست انجام دهید تا بتوانید موفق شوید.
۳. شیوه داد و ستد در بازار سهام را با شخصیت خود هماهنگ کنید. گزینش روشی که با شخصیتتان هماهنگ باشد و با آن احساس راحتی کنید، اهمیت حیاتی دارد.
۴. داشتن رویکردی برتر کاملاً ضروری است. اگر ندانید که در چه بخشی دارای برتری هستید، میتوان نتیجه گرفت که برتری ندارید.
۵. یک روش ابداع کنید. برای موفق بودن، باید روش داشته باشید. نوع روش مهم نیست اما داشتنش مهم است.
۶. ساخت یک روش ، کار پر زحمتی است. در داد و ستد، به ندرت راههای میانبر، به موفقیت منجر میشوند. برای ایجاد رویکرد خودتان باید به پژوهش، مشاهده و اندیشه بپردازید. انتظار داشته باشید که این فرآیند، زمان و زحمت زیادی ببرد. به یاد داشته باشید که با دهها هزار حرفهای طرف هستید. چرا انتظار دارید به سادگی از آنها پیشی بگیرید؟ اگر به این سادگی بود، معاملهگرهای میلیونر بسیاری یافت میشدند.
۷. مهارت در برابر پشتکار؛ دوی ماراتن تشبیه مناسبی است. در واقع هرکسی، به شرط پشتکار و گذاشتن وقت و انرژی کافی، میتواند دو ماراتن را انجام دهد. قاعده کلی این است که برای تحقق یافتن عملکرد استثنایی، هم استعداد ذاتی نیاز است و هم پشتکار. همه میتوانند معاملهگر سودآوری در بازار سهام شوند، اما تنها شمار اندکی استعداد ذاتی استثنایی شدن را دارند.
۸. داد و ستد خوب باید بدون دردسر باشد. پشتکار و زحمت مربوط به فرآیند آماده شدن است؛ یعنی پژوهش و مشاهداتی که برای معاملهگر خوب شدن، لازم هستند؛ در این زمینه، پشتکار مربوط به ویژگیهایی چون تصور، نوآوری، پایداری، میل، امید و تعهد میباشد. فرآیند داد و ستد هر چه طبیعیتر باشد، شانس موفقیت بیشتر خواهد بود. دونده جهانی، در مرحله آمادگی به خودش زحمت میدهد، و این زحمت و اختصاص وقت و انرژی برای موفقیتش ضروری هستند.
۹. مدیریت سرمایه و کنترل ریسک؛ مدیریت سرمایه از شیوه معاملاتی هم مهمتر است. مدیریت میتواند به سادگی سه گام زیر باشد: ۱. هیچگاه بیش از ۱۰ تا ۲۰ درصد از سرمایه خود را روی یک معامله ریسک نکنید. ۲. پیش از اینکه وارد یک معامله شوید، نقطه خروج خود را مشخص کنید. ۳. اگر مقدار تعیین شدهای از سرمایه اولیه خود را از دست دادید (برای نمونه، ۱۰ تا ۲۰ درصد)، بررسی کنید ببینید کجای کار اشتباه است و تا زمانی که ایده معاملاتی خوبی پیدا نکردهاید، داد و ستد را از سر نگیرید. برای معاملهگرهایی که حساب کلانی دارند، معامله با حجم خیلی کم میتواند جایگزینی منطقی باشد. روش کاهش حجم معامله طی دورههای ضررده، روشی است که بسیاری از معاملهگرها از آن سخن به میان آوردند.
۱۰. طرح معاملاتی؛ تلاش برای سودآوری در بازار سهام، بدون طرح معاملاتی، مانند ساختن خانه بدون نقشه است. برای داشتن طرح معاملاتی، نیاز است که روش داد و ستد شخصی را با مدیریت سرمایه و قواعد ورود به بازار سهام، ترکیب کرد. طرح معاملاتی باید بازتاب دهنده فلسفه درونی فرد باشد.
۱۱. انضباط؛ به دو دلیل پایهای، انضباط اهمیت دارد. نخست اینکه پیش نیاز حفظ یک روش کنترل ریسک کارآمد است. دوم اینکه، برای پیاده کردن روشتان بدون هیچگونه دو دلی، به انضباط نیاز دارید.
۱۲. این مطلب را درک کنید که مسئولید. چه سود کنید، چه ضرر، خود مسئول این نتایج هستید. حتی اگر پیشنهاد مشاوری را دنبال کردید و ضرر دادید، شما مسئولید! چرا که خودتان تصمیم گرفتهاید که از آنها پیروی کنید. هیچگاه معاملهگر موفقی را ندیدم که ضررهایش را گردن دیگران بیاندازد.
۱۳. نیاز به بینیازی از دیگران؛ باید خودتان بیاندیشید. دچار هیستری جمعی نشوید. بینیازی از دیگران، همچنین بدین معناست که باید خودتان تصمیمات معاملاتی خود را بگیرید. "باید از عقل خود پیروی کنید. اگر دو معاملهگر را با هم ترکیب کنید، بدترین معاملات را از هر کدام خواهید گرفت."
۱۴. اعتماد به نفس؛ یکی از ویژگیهای پایهای معاملهگرهای سودآور این است که باور دارند "پیش از آغاز بازی را بردهاند."
۱۵. ضرر (باخت) بخشی از بازی است. باخت، بخش جداییناپذیر در بازی داد و ستد است. معاملهگرهای استثنایی باور دارند که در درازمدت خواهند برد، ضرر ناگزیر است. اگر نمیتوانید ضرر را تحمل کنید، یا مجبور میشوید که ضررهای بزرگی را متحمل شوید، یا اینکه فرصتهای بزرگ را از دست خواهید داد؛ هر کدام از اینها برای از بین بردن شانس موفقیت کافی هستند.
۱۶. نداشتن اعتماد به نفس و زمانهای استراحت؛ تنها هنگامی معامله کنید که با اعتماد به نفس و خوشبین هستید. اگر دیدید که دچار افکار منفی شدهاید، برای مدتی از داد و ستد فاصله بگیرید. سپس به آرامی، دوباره کار را از سر بگیرید.
۱۷. میل به پیشنهادگرفتن از دیگران؛ میل به پیشنهاد گرفتن از دیگران، نشان دهنده نداشتن اعتماد به نفس است. "هرگاه دیدید که وسوسه شدید در یک معامله از پیشنهاد فرد دیگری مطلع شوید، نشانهای قطعی است مبنی بر اینکه باید از معامله خارج شوید."
۱۸. فایده صبر؛ صبر برای رسیدن فرصت مناسب، احتمال موفقیت را افزایش میدهد. "با اینکه یوزپلنگ سریعترین حیوان جهان است و هر حیوانی را میتواند شکار کند، تا زمانی که کاملاً مطمئن شود میتواند طعمهاش را بگیرد، صبر میکند. شاید یک هفته میان شمشادها پنهان شود و منتظر بماند تا لحظه مناسب فرا برسد. این برای من الگوی داد و ستد در بازار سهام است." خیلی برای بازپس گرفتن ضررهای پیشین خود، هیجانی نشوید. انتقام، دستورالعملی قطعی برای شکست است.
۱۹. اهمیت نشستن؛ باید در باز نگه داشتن معاملههای باز شکیبایی به خرج داد. شکست در بردن سود کافی از معاملههای درست، عاملی مهم در کاهش سود است. تازهکارها با ضررهای بزرگ ورشکست میشوند و حرفهایها با گرفتن سودهای کم.
۲۰. ایجاد یک ایده کم ریسک؛ خوبی یک ایده کم ریسک این است که دو عنصر اساسی را با هم در خود دارد: صبر (چون تنها نسبت کمی از ایدهها شرایط لازم را دارند) و کنترل ریسک (که در تعریفش این ویژگی وجود دارد). صرف زمان برای فکرکردن به استراتژی کمریسک، تمرین جالبی برای معاملهگرها است.
۲۱. اهمیت تغییر حجم معامله؛ "راه دستیابی به سودهای بلندمدت، حفظ سرمایه و بردن نهایت سود از یک فرصت خوب است. هنگامی که باور زیادی به یک معامله دارید، حتماً باید به سرعت عمل کنید." حجم معامله را با توجه به میزان عملکرد خود تنظیم کنید. این رویکرد کمک میکند که در دورههای ضررده، ریسک را کاهش دهید؛ و در دورههای سودده، سود را افزایش.
۲۲. افزایش و کاهش تدریجی حجم معامله؛ نیازی نیست که به یک باره معاملهای را باز کرده و به یک باره از آن خارج شوید. به خاطر اینکه انسان ذاتاً دوست دارد همیشه کاملاً حق با او باشد، بسیاری از معاملهگرها این انعطاف را قربانی میکنند. رویکرد تدریجی، باعث شده که بتواند معاملههای سودده را طولانیتر از دیگر معاملهگرها باز نگه دارد.
۲۳. درست تشخیص دادن مهمتر از نابغه بودن است. یکی از دلایلی که باعث میشود افراد بخواهند سقفها و کفها را بگیرند این است که میخواهند به دنیا ثابت کنند که خیلی باهوشند. به جای قهرمان بودن، به سودآوری بیاندیشید. به دنبال معاملههای بیعیب و نقص نباشید، بلکه به دنبال پیوستگی در معاملات باشید.
۲۴. از اینکه احمق به نظر برسید، نترسید. هفته گذشته به همه گفتهاید:"تحلیلم سیگنال خرید بسیار خوبی را تولید کرده". اکنون به جای اینکه بازار افزایش پیدا کند، در حال سقوط است. دوست ندارید که احمق به نظر برسید. از این رو، تمایل پیدا خواهید کرد که بازار را از بهترین دید ممکن ببینید. در نتیجه معاملهای ضررده را برای مدتی طولانی باز نگه خواهید داشت. راه حل سادهای برای حل این مشکل وجود دارد: درباره معامله خود حرف نزنید.
۲۵. گاهی عمل از محتاطانه عمل کردن مهمتر است. شاید اینکه منتظر بمانیم تا حرکت اصلاحی رخ دهد تا پس از آن وارد بازار شویم، به نظر محتاطانه بیاید؛ اما معمولاً کار اشتباهی است. هنگامی که تحلیل، روش یا احساستان به شما میگوید که منتظر حرکت اصلاحی نمانید و وارد بازار شوید، همین کار را بکنید.
۲۶. گرفتن تنها بخشی از حرکت کافی است. تنها به این خاطر که بخش عمده نخست یک روند را از دست دادهاید، نگذارید که معامله بقیه روند را از دست بدهید (به شرط اینکه بتوانید نقطه حد ضرری منطقی را تعیین کنید). بهترین و آسانترین بخش یک روند؛ بخش میانی آن است.
۲۷. سودها را به حداکثر برسانید، نه تعداد معاملات سودده. ذات انسان نمیگذارد که سودها را به حداکثر برساند؛ بلکه تمایل دارد که احتمال سود را بالا ببرد. مشکل این رویکرد این است که چنین چیزی نداشتن تمرکز روی بزرگی سودها (و ضررها) را نشان میدهد؛ خطایی که باعث عملکرد نابهینه میشود.
۲۸. بیوفایی را یاد بگیرید. شاید وفاداری در میان خانواده، یک ویژگی مثبت باشد؛ اما برای معاملهگرها خطایی مرگبار است. هیچگاه به معامله خود وفادار نباشید. معاملهگر تازهکار، بسیار به معامله اولیهاش وفادار است. نشانههایی را که میگویند در جهت نادرست بازار قرار دارد؛ نادیده میگیرد و با وجود امید برای بهترین نتایج، بزرگترین زحمت را محتمل شود. هرچه یک معاملهگر تجربهاش بیشتر باشد و اهمیت مدیریت سرمایه را یاد گرفته باشد؛ هنگامی که بفهمد معامله بدی را انجام داده است، سریع خارج میشود.
۲۹. بخشی از سود را از حساب بیرون بکشید. بخشی از سودها را از بازار بیرون بکشید تا انضباط معاملاتی باعث خوشنودی شما شود. سودهایی که از حساب خارج شدهاند را بهتر میتوان به عنوان پول واقعی تلقی کرد.
۳۰. امید تنها یک واژه چهارحرفی است. امید برای یک معاملهگر واژه بسیار زشت و کثیفی است. نه تنها در رابطه با تأخیر در بستن یک معامله ضررده، امید بازگشت بازار مخرب است، بلکه همچنین، امید به واکنشی که این امکان را بدهد که پس از دست دادن یک معامله با نرخ بهتری بتوان وارد بازار شد نیز بیهوده است. اگر چنین معاملاتی خوب باشند؛ واکنشی که به امید آن نشستهاید زمانی رخ میدهد که دیگر خیلی دیر شده است.
۳۱. کار راحت را انجام ندهید. تمایل انسان به گزینش گزینههای آسان، معمولاً باعث میشود نتایجی که میگیرد، از نتایج تصادفی هم بدتر شود. ویژگیهای طبیعی انسان باعث میشود که فرد چنان تصمیمات معاملاتی بدی بگیرد که بهتر است خیلیها به جای معامله در بازار سهام به پرتاب سکه فکر کنند؛ چون در آن صورت نتایج بهتری را خواهند گرفت. برخی از انتخابهای آسان با اصول داد و ستد موفق در تضادند. قمار با ضررها، قفل شدن در سودهای قطعی، فروش در نقاط قوت و خرید در نقاط ضعف و طراحی (یا خرید) سیستمهای معاملاتی که با رفتار نرخ در گذشته بیش از حد سازگار شدهاند. برای یک معاملهگر، چیزی که از این مثالها استنباط میشود این است: چیزی را که درست است انجام دهد تا آن چیزی را که آسان است!
۳۲. اگر مجبور به بردن باشید، نخواهید برد. عبارتی معروف در وال استریت هست که میگوید: "پولی که نسبت به آن ترس دارید، سودآور نخواهد بود." اگر روی پولی ریسک کنید که توانایی از دست دادنش را ندارید، تلههای معاملاتی تأثیر بیشتری پیدا میکنند. اجبار به برد، اشتباهات معاملاتی را تقویت میکند. بازار سهام به ندرت بیدقتی ناشی از معاملاتی را که در پی ناامیدی انجام شدهاند، تحمل میکند.
۳۳. هنگامی که بازار سهام به شما فرصت میدهد که به سادگی خود را از شرایط سخت بیرون بیاورید، دقت کنید. هنگامیکه بازار سهام این امکان را به شما میدهد که با نرخی بهتر از نرخی که پیشبینی کردهاید، از معاملهای که نگرانش بودهاید خارج شوید؛ خیلی هیجان زده نشوید و از معامله خارج نشوید. اگر نگران حرکت نرخی هستید، به احتمال زیاد بسیاری از معاملهگرهای دیگر نیز چنین نگرانی را دارند. این حقیقت که چنین ترسهایی تا پایان در بازار ادامه ندارند نشان میدهد که نیروهایی قوی در جهت معامله اصلی وجود دارند.
۳۴. بستن ذهن، بسیار کار بدی است. ذهن باز، ویژگی مشترکی در میان معاملهگرهای برتر است. ذهن مانند یک چتر نجات است؛ تنها زمانی مفید است که باز باشد.
۳۵. اگر به دنبال هیجان هستید، بازار سهام جای گرانی برای ارضای این نیاز است. هیجان، بسیار به تصوری که از تجارت وجود دارد، نزدیک است؛ اما به موفقیت در داد و ستد ارتباطی ندارد. "من برای هیجان معامله نمیکنم؛ معامله میکنم تا سود کنم."
۳۶. حالت آرام یک معاملهگر؛ معاملهگرهای استثنایی، فارغ از رفتار بازار سهام، میتوانند آرام و آسوده و بدون هیجان بمانند.
۳۷. استرس را تشخیص داده و آن را از میان ببرید. اگر استرس دارید، به دلیلش بیاندیشید و سپس در جهت از میان بردنش گام بردارید. برای نمونه، فرض کنید که برای شما، بزرگترین عامل استرس، بیتصمیمی در رابطه با خروج از یک معامله ضررده است. یکی از راههای حل این مشکل این است که خیلی ساده، هنگام ورود به معامله، یک معامله استاپ محافظ نیز بگذارید. با تنوع بخشیدن به پیشنهادات معاملاتی و اطلاعات و انتقال بسیاری از این پاره به رویکردهای مکانیکی، توانستم منبع استرس را به گونه چشمگیری کاهش دهم؛ و به این ترتیب توانستم کیفیت فرآورده پژوهشهایم را افزایش دهم.
۳۸. به حس درونی خود توجه کنید. حس درونی (شهود) تجربهای است که در ذهن ناخودآگاه وجود دارد. تمام تحلیلهای بیطرفانهای که ذهن خودآگاه انجام میدهد، میتواند تحت تأثیر افکار خارجی (مانند معامله کنونی فرد و مقاومت در برابر پیش بینی قبلی) قرار گیرد. هنگامیکه این افکار به صورت احساس درونی جلوه پیدا میکنند، فرد باید به آنها توجه کند. "نکته مهم این است که باید میان چیزی که میخواهید رخ دهد و چیزی که میدانید رخ خواهد داد، تمایز قایل شوید."
۳۹. رسالت زندگی و عشق به کوشش و مجاهدت؛ داد و ستد در بازار سهام کاری است که معاملهگران برتر برای انجامش ساخته شدهاند و در عمل، رسالت آنها در زندگی همین بوده است." چه چیزی را آنقدر دوست دارید که حاضرید برایش پول بپردازید؟" چنین عشقی برای تلاش و مجاهدت، شاید واقعاً عاملی ضروری در موفقیت باشد.
۴۰. عوامل موفقیت:
۱. به کاربردن دونوع انگیزه، یعنی انگیزههای پیشبرنده و دورکننده.
۲. داشتن هدف توانایی کامل و همچنین اینکه هر چیزی کمتر از آن غیر قابل قبول باشد،
۳. تقسیم هدفی بزرگ به اهداف بسیار کوچک و حس خوشنودی که از به پایان رساندن هر گام به دست میآید.
۴. تمرکز کامل بر لحظه حال؛ یعنی، تمرکز بر همان یک کاری که قصد انجام آن را داریم، نه هدف درازمدت.
۵. درگیرکردن خود در دستیابی به اهداف (یعنی بر دیگران تکیه نکنیم).
۶. برای سنجش میزان پیشرفت، خود را با خود مقایسه کنیم.
۴۱. نرخها تصادفی نیستند؛ یعنی بازار را میتوان شکست داد. بیگمان، بردن در بازار سهام ساده نیست و در واقع هرچه شمار افراد حرفهای افزایش مییابند، سختتر هم میشود؛ اما شدنی است!
۴۲. بخشی از زندگی خود را وقف داد و ستد در بازار سهام کنید. به جز داد و ستد، چیزهای زیادی در زندگی هستند که باید به آنها بپردازید.
شواگر در بخش تأملات فردی مینویسد: داشتن یک رویکرد معاملاتی مناسب با شخصیت فرد، کاملاً ضروری است. چیزی که در این کار دوست دارم، حل این پازل اساسی است: چگونه میتوان در بازار سهام برد؟ همه تکهها را در دست دارید و به شیوههای نامتناهی میتوانید آنها را کنار یکدیگر قرار دهید. افزون بر این، برای اینکه این بازی جذاب بماند، تلههای بسیاری هستند که میتوانند گمراهتان کنند و برخی از قواعد، بسیار ظریف و زیرکانه تغییر میکنند. به همان اندازه که این پازل پیچیده است، روشهای بسیار مختلفی برای حل آن وجود دارد و همیشه روشهایی هستند که بهتر از دیگر روشها عمل میکنند. اما کسانی هستند که خیلی سخت تلاش میکنند و در داد و ستد خوب عمل میکنند. هنگامیکه معاملهکردن پل تودر جونز را می بینید، خواهید دید که واقعاً با این کار شارژ میشود. هنگامیکه از صد جای گوناگون اطلاعات دریافت میکند و تصمیمات معاملاتی فوری میگیرد، سرشار از انرژی میشود. عاشق این کار است. گویی که این کار برایش یک ورزش پرتکاپو است و شاید عشقش به این کار باشد که باعث شده اینگونه در آن خوب عمل کند. پیشنهاد میکنم که زمانی را صرف کنید و با جدیت تمام به این مسئله بیاندیشید که آیا مسیری که در آن قرار دارید، همان مسیری است که مایل به پیمودنش هستید؟ شاید پس از آن، پیمودن مسیر برایتان سریع شود.
معاملهگر بینشی، معاملهگری است که بر پایه تفسیر خود از بازار سهام معامله میکند و اینگونه نیست که بر پایه سیگنالهایی که از سیستم رایانهای بهدست میآیند، معامله کند. از طرف دیگر معاملهگر سیستمی معاملهگری است که برای زمانسنجی خرید یا فروش، از سیستم کمک میگیرد و بر ارزیابی فردی خود از شرایط بازار سهام تکیه نمیکند. تحلیل بنیادی هم به بهرهگیری از دادههای اقتصادی برای پیشبینی نرخ اطلاق میشود و تحلیل تکنیکال شیوههای پیشبینی نرخ بر پایه بررسی نرخ و حجم است. در انتها باید اشاره کرد جک دی. شواگر در گروه پژوهشی فورچن و گلوبال فاند انلیسیس، فعالیت میکند که منبعی پیشرو در پژوهش بر روی سرمایههای مدیریت شونده مستقل در بازار سهام است.